تبليغاتX
با من همسفر شو

با من همسفر شو
این وبلاگ بیشتر به یه کشکول شبیه تا یه وبلاگ چون همه چیز در اون هست  


دوستم تو خونه خوابیده بود داداشم از راه اومده میگه خوابه؟
میگم پَـــ نَ پَـــ رفته رو اسکرین سیور لگد بزنی روشن میشه!!!!

___________________________________

__________________

___________________________________

آب خونه قطع شده بود. بعد که وصل شد یه آب زرد از شیر میومد. می پرسه زنگ لوله هاست؟
پــــَ نه پــــــَ سازمان آب واسه عذرخواهی اولش آب پرتقال می فرسته..!

___________________________________

__________________

___________________________________

تو اتاق عمل نوزاد تازه به دنیا اومده به دستیار میگم چاقو رو بده میگه میخوای بند نافو ببری؟
پـَـَـ نَ پـَـَــــ میخوام رقص چاقو کنم از مامان بچه شاباش بگیرم!!

___________________________________

__________________

___________________________________

با دوستم رفتیم باغ وحش،جلوی قفسِ شیر وایسادیم. دوستم میگه:شیرِ؟
میگم:پَــــ نَ پَــــ… گربه اس باباش مرده ریش گذاشته!!!!

___________________________________

__________________

___________________________________

رفتم درمونگاه , منشیه میگه : مریض شمایید؟
گفتم پَــــ نَ پَــــ من میکروبم , اومدم خودمو معرفی کنم!

___________________________________

__________________

___________________________________

با دوستم رازِ بقا میدیدیم بهم میگه:شیرایِ نَر همشون صورتاشون مو داره !!!
گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ فقط اونائی که عضو پایگاه مقاومت بسیج جنگلن اینطورین

___________________________________

__________________

___________________________________

دوستم پریده تو استخر داد میزنه میگه شنـــا کنم ؟
میگم پـَـَـ نَ پـَـَــــ بزار اهنگ تـایتـانیک بزارم آروم غرق شو..!

___________________________________

__________________

___________________________________

اومده تو اتاق ،قابِ عکسِ رو دیوار و دیده میگه : وای داداشتــــــــــــه؟؟؟
میگم: آره
میگه : عکسشـــــــــــــه؟؟؟
میگم پـــَــ نَ پـــَـــ خودشه ، گذاشتمش رو دیوار با دمپایی کوبیدم رو صورتش،چسبیده به دیوار!!!

___________________________________

__________________

___________________________________

داریم بازیه بارسا و رئالو نیگا میکنیم
دوستم پای تلویزیون خوابش برده بود
مسی که گل رو زد همه پریدن تو هوا و خوشحالی کردن
یه دفعه دوستم از خواب پریدو گفت چرا خوشحالین؟گل شد؟
گفتم پَــ نَ پَــــ ،خرمشهر آزاد شد

___________________________________

__________________

___________________________________

سگم رو بردم پیش دامپزشک، منشیش میگه سگتون مریضه؟
میگم پـــَ نَ پـــَ خودم هاری گرفتم سگم گفت آشنا داره منو آورد اینجا معالجه کنه.


********************

به دوستم میگم ببین تن ماهی تاریخ انقضاش کیه؟ میگه یعنی تاریخ خراب شدنش؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ تاریخ عروسی ننه بابای ماهی اس میخوام واسشون جشن سالگرد بگیرم

********************

در پارکینگ و باز کردم برم تو یارو اومده جلوش پارک کرده میگه می خوای بری تو؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ درو باز کردم هوای کوچه عوض شه

********************

تا کمر رفتم تو موتور ماشینم که ببینم چه مرگشه ، رفیقم اومده میگه
داری تعمیرش میکنی ؟
پــــ نه پـــــ دارم با گِیج روغن درد و دل میکنم

********************

با دوستم رفتیم دکتر واسه عمل بینیش دکتر میگه میخوای بینیتو کوچیک کنی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدیم بکوبیمش ۳ طبقه بسازیم

*********************

کامپیوترم یه ویروس گرفته بود رفتم کلی پول آنتی ویروس اورجینال دادم بعد سه ساعت اسکن ویروسه رو پیدا کرده پیغام داده: آیا مطمئن هستید که می خواهید این ویروس را حذف کنید؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام ازش نگهداری کنم بزرگ بشه، بشه عصای دستم نور چشام

************************

کارت سوخت ماشینو برداشتم دارم میرم بابام میگه میری بنزین بزنی؟؟؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ میرم آب هویچ بریزم تو باکش نور چراغاش زیاد شه

******************

به مامانم میگم قوری کجاست ؟ میگه میخوای چای بخوری ؟!
پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام دست بکشم روش شاید غولی چیزی ازش درومد!!!!!! ـ

********************

داریم لوازم میزاریم توی ماشین که بریم مسافرت
همسایمون میگه دارید میرید مسافرت؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ قراره از امشب توی ماشین زندگی کنیم

************************

تو این گرما که سگ تب میکنه رفتم سوپر مارکت میگم یه ایستک بدید یارو میگه خنک باشه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ گرم بده میریزم تو نعلبکی خنک بشه

**********************

زنگ خونه دوستمو زدم میگم حمید هست؟ پدرش میپرسه حمید خودمون؟ میگم پـَـَـ نــه پـَـَــ حمید تبلیغات رب تبرک رو میگم!

**********************

سر جلسه کنکور گزارشگر اومده بالا سر بچه میگه اومدی کنکور بدی؟ ن پ اومدم ببینم چه خبره اینجا شولوغه!!!!

**********************

دیشب رفتیم استخر
طرف میپرسه: میخواین شنا کنین؟؟
پ نه پ می خوایم از امکانات رفاهیتون بازدید کنیم

**********************

طرف ماشینشو میبره پمپ بنزین مسئولش میگه بنزین می خاین پ نه پ اومدیم آب هویج بریزیم توش چراغ جلوش قوی شه

**********************

به راننده تاکسیه میگم مرسی نگه دارید می گه پیاده مس شی؟؟پ نه پ می خوام ببینم لنت و ترمزت سالمه؟

**********************

به بابام میگم موجودی حسابت چقدره؟
میگه: پول میخوای؟ پـَـَـ نــه پـَـَــ
می خوام ببینم چقدر دیگه با بیل گیتس فاصله داریم

**********************

با دوستم رفتیم تو یه مغازه ی شلوغ که عسل طبیعی میفروشه؛ نوبت ما که میشه طرف میگه:شمام عسل میخواین!؟ ، پـَـَـــ نــه پـَـَـــ دوتا زنبوریم اومدیم استخدام شیم

**********************

رفتم فروشگاه میگم سیخ داری؟
میگه برا کباب؟
پ ن پ برا خاروندن دیافراگمم از تو دهنم می خوام

**********************
ساعت ١١ اومدم خونه مامانم میگه الان اومدی؟ میگم په نه! ٢ساعت پیش اومدم الان تکرارش داره پخش میکنه

**********************

استاد: کی جواب این سوالو میدونه؟
من دستمو بردم بالا.
استاد: میخوای جواب بدی؟
من: پــــَ نه پــــَ میخوام ببینم باد از کدوم ور میاد

**********************

شب دارم می خوابم.. بابام می گه داری می خوابی؟…پَ نَ پَ دارم امتحان می کنم تشکش خوبه یا نه..

**********************
دو دقیقه دیر رفتم سر کلاس، استاد میگه شما دانشجوی این کلاسید؟ میگم پـَـَـ نــه پـَـَــ دانشجوی کلاس آواز استاد شجریانم! شما استاد شجریانید؟

**********************

گفتم غم تو دارم..گفتا غمت سر آید…

گفتم نه پ می خوای یه عمری غم تو رو داشته باشم…

**********************

تو اداره پشت میز کارم نشستم،ارباب رجوع اومده میگه کارمند اینجایین؟گفتم پ نه پ رئیس سازمان هوا فضای ناسام اومدم فقط کار تورو راه بندازم!!!!!

**********************

ا دوستم رفتیم خرید.برگشتیم دیدیم ماشینش نیست میگه: دزدیدنش میگم نه په خسته شده بود از بس منتظر ما وایساد. اس ام،اس داد گفت من میرم خودتون بیاین!

**********************

میگم آقا خمیر دندون سفید کننده می خوام؟
میگه برا دندونات؟؟؟؟؟
پـَـَـ نــه پـَـَـــ می خوام کاسه دستشویی رو برق بندازم!!!!!!!!!

**********************

مگس اومده تو خونه رفتم حشره کش آوردم مامانم میگه میخوای بکشیش؟ پـَـَـ نــه پـَـَـ ،
میخوام بزنم زیر بغلش بوی عرق نده

**********************

به مامانم میگم قوری کجاست ؟ میگه میخوای چای بخوری ؟!
نه پـــــ میخوام دست بکشم روش شاید غولی چیزی ازش درومد!!!!!!

**********************

سوسک اومده تواتاق دمپایی رودادم مامانم..میگه بزنمش؟؟؟میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ بده پاش کنه تندتر بدوه !!

**********************

رفتم داروخونه…میگم باند دارین؟میگه واسه زخم؟…پ نه پ…بانده فرودگاه حیاط خونمون خراب شده…بابام همینجور داره با هواپیماش دوره خونه میچرخه.!!


********************

رو در اتاقم علامت « ورود ممنوع » زدم.

رفیقم اومده تو، میگه اینو زدی که کسی نیاد تووو؟

پَ نه پَ زدم که کسی جلو در پارک نکنه … !

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

به استاد میگم لطفا کمکم کنید دارم مشروط میشم 

میگه نمره میخوای؟

گفتم پَـــــ نَ پَــــــ… نظر شما رو در مورد مقدار و جنس خاکی که باید بریزم تو سرم میخوام!

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

رفتم واسه استخدام, یارو میگه اومدی واسه استخدام؟ 

پ ن پ اومدم ببینم کی استخدام می شه ازش شیرینی بگیرم!

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

سوال پرسیده ، یه کم مکـث کردم ،

میگه داری فکر میکنی ؟!

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ صبر کن داره.... Load میشــه!

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

گوشیم زنگ خورد رفیقم بود میگه کجایی؟

گفتم نانوایی میگه میخوای نون بخری

گفتم پـَـ نـَـ پـَـ میخوام دلار چنج کنم!

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

با دوستم رفتیم باغ وحش،جلوی قفسِ شیر وایسادیم.

دوستم میگه:شیرهِ؟

میگم:پَــــ نَ پَــــ… گربه اس باباش مرده ریش گذاشته!!!!

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

رفتم کدو تنبل بخرم

میگه میخوای بخوری ؟

پ نه پ میخوام براش استاد خصوصی بگیرم زرنگ شه برم اسمشو عوض کنم!

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

مامان و بابام موقع جابه جا کردن مبل یکدفعه ولش کردند رو پام اشکم در اومده، تازه میپرسن دردت اومد؟

پ نــه پ از اینکه میبینم رابطه شما دوتا انقدر خوبه و با هم همکاری میکنید، دارم اشک شوق میریزم!

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

از این سوسک کوچیکا از جلو پام رد شد …از تو جیبم دستمال درآوردم

دوستم میگه میخوای بکشیش؟!

پ نه پ  آ بریزش بینی داره میخوام رو قالی نریزه !!!

 *******************

سوار تاکسیم میگم آقا نگه دارید!، میگه پیاده میشی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام باد لاستیکا رو چک کنم!

******************

رفتم دم مغازه به یارو میگم قرص پشه داری؟ میگه واسه کشتنش میخوای؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ برا سردردش میخوام!!!

******************

رفتم تو آپارتمان دارم گوشت قربونی بین همسایه ها پخش میکنم، یارو میپرسه نذریه؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ با خود گوسفنده مشکل داشتیم کشتیمش!!!

******************

کمرم درد می کنه یه پارچه بستم بهش. داداشم میگه کمرت درد می کنه؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام ادای داداش کایکو رو در بیارم.

******************

رفتم بانک پول بگیرم. کارمنده میگه پول رو میبرین؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام وایسم اینجا هر کس رقصید بریزم رو سرش شاباش بدم.

******************

رفیقم شمارمو می خواست، گفتم: یادداشت کن ۰۹۳۲
گفت : تالیا داری؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ همراه اول شماره خالی نداشت بهم تو تالیا خط داد

******************

رفتیم غار علیصدر، به رفیقم خفاش نشون دادم. میگه وای خفاشه؟!
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ بتمن بود. اجاره خونه گرونه اینجا سکونت دارن فعلا!!!

******************

با دوستم سه ساعت تو صف نونوایی وایساده بودیم صف ۴۰ متری نوبتم شده. یارو میگه نون می خوای ؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ تا الان قطار بازی می کردیم واگن آخرم بودیم

******************

رفتم نوشابه بخرم به یارو میگم اینکه تاریخش مال دو سال پیشه. میگه : یعنی فاسد شده ؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ مونده جا افتاده

******************

اس ام اس, اس ام اس پَ نه پَ, فارس نویس, پَ نه پَ

دارم از گرما میمیرم، خودمو مثله چی دارم باد میزنم. بابام میاد میگه چیه ؟ گرمته ؟؟؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم حداکثر سرعت چرخش مچم رو امتحان میکنم

******************

به یارو راننده میگم. آقا اگه میشه یکم سریعتر. الان هواپیما میپره…
میگه، به سلامتی مسافرین؟…
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ فندک هواپیما دیشب دستم جامونده، میرم بدم به رانندش

*********فارس نویس *********

رفتم بالای برج میخواستم خودمو بندازم پایین، یارو میگه میخوای خودکشی کنی؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم ببینم سرعت صفر تا صدم از این بالا تا پایین چقدر میشه، بجای پروژه بدم دانشگاه

**********farsnevis.ir********

رفیقم میگه اگه با گوشی برم تو اینترنت از شارژم کم میشه؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ از ذخیره ارزی کشورهای عضو اپک کم میشه

******************

رفتم سم بخرم واسه سوسک، یارو میگه میخواین سریع بمیره؟!
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام شکنجش کنم ازش اعتراف بگیرم!!!

******************

دم دستشویی عمومی واستادم تا نفر قبلی بیاد بیرون،
اومده بیرون، میبینه دارم پیچ و تاب میخورم میگه دستشویی داری؟؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم با صدای موزیکی که نواختی تمرین رقص عربی میکنم!

******************

رفتیم رستوران، میگم ۲تا جوجه لطفا. میگه جوجه کباب؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ ازین جوجه رنگیا، یه قرمز بدین یه سبز

******************

به اپراتور اداره میگم لطفا شماره فلانی رو برام بگیر. میگه گرفتم وصل کنم؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ فوت کن، قطع کن

******************

به مامانم میگم من میرم کارواش، میگه ماشینم میبری؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم میرم اونجا دوش بگیرم

******************

مگس کش دستمه. مامانم میگه میخوای مگسا رو بکشی؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام رهبری ارکسترشون رو بکنم سمفونی بتهوون بزنن

******************

حواسم نبود با صورت رفتم تو در. یارو میگه ندیدیش؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ من دارکوبم می خوام با منقار یه سوراخ برا خودم باز کنم برم تو

******************

رفتم دکتر میگم: دو روزه بدنم خیلی درد میکنه! بعد از ۱۰ دقیقه معاینه میگه: میخوای واست دارو بنویسم؟!
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوای واسم دعا بنویس تا خوب بشم!!!

******************

زنگ زدم میگم مامان بیا منو گرفتن … میگه خاک تو سرم, گشت ارشاد؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ مرکز نخبگان ایران

******************

حدود ۳ صبح بود رفتم سر یخچال پارچ آب رو برداشتم آب بخورم.
دوستم بلند شده میگه می‌خوای آب بخوری ؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ تو خواب یادم افتاد به گلا آب ندادم می‌خوام بهشون آب بدم

******************

با گل رفتم بیمارستان. نگهبان میگه گل برای مریضتون آوردین؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم خواستگاری تو با این سیبیلات…

******************

رفتم صندلی بخرم واسه کامپیوتر. یارو گفت : راحت باشه؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ خار داشته باشه.

******************

دارم تو حیاطمون موتورمو تعمیر میکنم به مامانم میگم دستمال بیخودی داری؟
میگه میخوای موتورتو تمیز کنی؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام هل هله کنان برم تو کوچه کردی برقصم

******************

داشتم تلویزیون میدیدم.
بعد مادر بزرگم اومده کانال رو عوض کرده بهد به من میگه داشتی میدیدی؟؟؟!!!
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ داشتم گرمش میکردم تا شما بیای ببینی!!!

******************

رفتم واسه استخدام. یارو میگه اومدی واسه استخدام؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم ببینم کی استخدام می شه ازش شیرینی بگیرم!

******************

میگم بابا… تصمیمم رو گرفتم… می خوام زن بگیرم…
میگه میشناسیش؟ میگم آره.
میگه مجرده؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ منتظرم شوهرش رضایت نامشو امضا کنه بریم خواستگاری

******************

رفتم پیژامه رو از کمد برداشتم پوشیدم. بابام میگه از تو کمد برداشتی؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ گذاشته بودم تو یخچال تابستونیه پیژامه تگری بپوشم خنک شم

******************

طوطی گرفتم فامیلمون اومده میگه اااااااااااااااااااااااا طوطیه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ یا کریمه یه کم با فتوشاپ تغییرش دادم!

******************

به رفیقم میگم شارژر سوزنی داری؟ میگه می خوای موبایلتو شارژ کنی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام دگمه لباسمو باش بدوزم!

******************

به رفیقم میگم چه خوب می‌شه اگه جور شه واسه جامِ جهانی‌ بتونیم بریم برزیل، میگه بریم بازیها رو ببینیم؟!
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دیوید ویا داره خداحافظی می‌کنه، اسپانیا مهاجمِ خوب می‌خواد…!!!

******************

سوار تاکسی شدم رسیدیم سر خیابون. گفتم مرسی. آقا می گه پیاده می شین؟
می گم پـَـَـ نــه پـَـَــــ خواستم بین مسیر یه تشکر ناغافلی کرده باشم جو از سنگینی درآد

******************

مراقب جلسه کارت دانشجوییمو گرفته عکسمو دیده می گه خودتی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ عکس رضاخان رو گذاشتم جولو چشمام باشه

لب دریا یه لیوان چای گرفتم دستم به رفیقم میگم قند داری ؟!؟ میگه واسه چایی میخوای پـَـــ نــه پـَـــ میخوام بندازم تو آب دریا شیرین بشه

******************

پلیس تو جاده ماشینمونو نگه داشته بعد از بابام می پرسه دارید میرید مسافرت اون میگه پـَـــ نــه پـَـــ اومدیم مردمو تو ترافیک نگاه کنیم بخندیم

بابابزرگ خدابیامرزمو دیشب تو خواب دیدم، گفت تن لش به جای اینکه یکسره بری بنویسی پـَـــ نــه پـَـــ بشین ۲تا فاتحه اخلاص برا من بخون پـَـــ نــه پـَـــ

******************

ساعت ۲ نصفه شب دختره با یه آرایش خفن داشت تو یه خیابون خلوت میپلکید، رفیقم میگه دخترفراریه؟ پـَـــ نــه پـَـــ خیلیم دختره پاک و نجیبیه، الانم داره میره دعای ابوحمزه ثمالی پـَـــ نــه پـَـــ

******************

بچه داداشمو بردم باغ وحش، کوهان شترو نشون میده میگه عمو کوهانشه؟ پـَـــ نــه پـَـــ همه غمو غصه ها رو ریخته تو دلش، قلمبه شده از توی کمرش زده بیرون پـَـــ نــه پـَـــ

******************

از قالی شویی قالی رو با وانت آوردن، یارو وانتیه زل زده بهم نگاه میکنه میگه بیارمش توی خونه؟ پـَـــ نــه پـَـــ من تا کمر خم میشم بذارش روم، خودتم سوار شو ببرمت تو کوچه یه دور بگردونمت دلت باز شه پـَـــ نــه پـَـــ

******************

خوابیده بودم بابام اومد بالا سرم گفت خوابیدی گفتم پ ن پ یه هو بابام زد تو سرم گفت بگیر بخواب این چرت و پرتا برا فیس بوکه

******************

رفتم تست بازیگری بدم طرف میپرسه تازه کاری؟ پـَـــ نــه پـَـــ مارلون براندو ام گفتم بیام دوباره از اول شروع کنم پـَـــ نــه پـَـــ

******************

موشه تو تله موش گیر کرده رفیقم میگه مرده ؟!؟ پـَـــ نــه پـَـــ موشه رفته زیرش داره پرس سینه میزنه

******************

سر کلاس به رفیقم میگم خودکار داری میگه پـَـــ نــه پـَـــ با قلم و چکش دارم حکاکی میکنم رو میز

******************

گوسفند خریدم طرف میگه میخوایی قربونی کنی میگم پـَـــ نــه پـَـــ خدا بخواد میخوام باهاش ازدواج کنم

******************

رفتم بانک وام بگیرم طرف میگه ضامن داری میگم پـَـــ نــه پـَـــ بدون ضامن اومدم الان منفجر میشم

******************

یارو مرده دارن تشیع جنازش میکنن گرفتن رو سرشون جنازشو رفیقم میگه اااا طرف مرده میگم پـَـــ نــه پـَـــ از المپیاد ریاضی برگشته مردم گرفتن بالاسرشون تشویقش میکنن

******************

رفتم طلا فروشی میگم آقا حلقه دارید میگه حلقه ازدواج میگم پـَـــ نــه پـَـــ یه حلقه میخوام آتیشش بزنم از وسطش بپرم

******************

مگس اومده تو خونه، رفتم حشره کش آوردم، مامانم می گه می خوای بکشیش؟ پـَـــ نــه پـَـــ می خوام بزنم زیر بغلش بوی عرق نده!

******************

رفتم گل فروشی، می گم ببخشید، کاکتوس هم دارید؟ می گه واسه دکور می خواین؟ پـَـــ نــه پـَـــ تو خونمون شتر پرورش می دیم، می خوام یه وقت احساس غربت نکنن، حس کنن خونه خودشونه!

******************

از حموم اومدم بیرون، حوله تنم کردم مادرم می گه حموم بودی؟ پـَـــ نــه پـَـــ تجویز دکتره روزی دو بار قبل از غذا حوله بپوشم!

******************

سر جلسه امتحان به جلوییم میگم سوال ۳ رو بلدی؟! میگه آره می خوای!؟ پـَـــ نــه پـَـــ نگرانت بودم میخواستم اگه ننوشتی بت بگم!!!

******************

اومدم در یخچالو باز میکنم دنبال غذا مامانم میگه گشنته؟ پـَـــ نــه پـَـــ اومدم ببینم کی هی چراغ این تو رو خاموش روشن می کنه!

******************

تو حموم به مامانم می گم یه صابون بده میگه: مگه صابون نیست؟ پـَـــ نــه پـَـــ تعدادمون زیاده میترسم یه وقت کم بیاد!!!!

******************

رفتم باغ وحش از نگهبانه میپرسم ببخشید آقا قفس شیرا کجاست ؟ میگه بازدید کننده ای پـَـــ نــه پـَـــ نه از اقوامشون هستم اینورا کاری داشتم گفتم سری بهشون بزنم

******************

تو کوه خرس دیدیم دوستم میگه فرار کنیم؟گفتم پـَـــ نــه پـَـــ با رمز یا زهرا بریم از ناموس و دین و کشورمون دفاع کنیم و شهید شیم…

******************

یارو کارتن خواب رو دیده میپرسه گداست؟ پـَـــ نــه پـَـــ کارمند بانکه! محل زندگیشون اینجا تو کارتنه !

******************

رفتیم واسه عروسی باغ اجاره کنیم … یارو میگه جای امن میخای ؟ پـَـــ نــه پـَـــ یه باغ بده تجاوز خورش خوب باشه مهمونا روش حساب کردن

******************

پارتی بودیم … ملت اون وسط داشتن دستارو تکون میدادن و میرقصیدن … رفیقم میگه دارن میرقصن!؟ پـَـــ نــه پـَـــ اینجا گیر افتادن! دارن برای هلیکوپتر امداد دست تکون میدن تا نجاتشون بده

******************

از سایت ۴SHARED میخواستم یه فایل دانلود کنم ….. ۵۶۰ ثانیه صبر کردم بعد پیغام میده : میخوای این فایل رو دانلود کنی ؟ میگم پـَـــ نــه پـَـــ خیلی حال داد یکبار دیگه بشمر من بازم برم قایم شم ….. نیایا

******************

رفتم دادگستری یارو میپرسه شکایت داشتید؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ یه خورده برنج آوردم با ترازوی عدالت وزن کنم !۳

******************

رفتم تی وی پرشیا واسه تست رقص ممد خردادیان گفت : اومدی برقصی ؟ !!! پـَـــ نــه پـَـــ اومدم تاتیانا برقصه من شاباشش کنم !!!!!!

از اون ور رفتم Next Persian Star مهرداد گفت اومدی بخونی ؟؟؟؟ پـَـــ نــه پـَـــ ا.مدم ببینم رنگ موهای وارطان طبیعیه یا مصنوعی !!!

******************

تو خونه جلو کامپیوترم نشستم داداشم از بیرون اومده میگه خونه ای؟؟؟ پـَـــ نــه پـَـــ تو جاده تهران – قمم…میگه پای سیستمی؟؟؟ پـَـــ نــه پـَـــ پشت فرمونم دارم تو اتوبان رانندگی می کنم

******************

مرغ و از فریزر در آوردم میگه می خوای غذا درست کنی ؟! پـَـــ نــه پـَـــ خانوادش اومدن از سردخونه میخوان ببرن خاکش کنن

********************


طبقه بالایی داره توی خونه گل کوچیک بازی میکنه ، رفتم درشونو زدم میگه صدای ما اذیتتون میکنه ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ اومدم بگم مواظب باشید بازیکن دو اخطاره توی زمین نفرستید که بعدا گندش دربیاد !
.

.********************
بابام زنگ زده میگه سند خونه رو بردار بیار ! بدو بدو دارم میرم پایین ، همسایمون دیده میگه این سند خونتونه ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ دفتر مشق بابامه یادش رفته ببره مدرسه ، خانم معلمشون دعواش کرده !
.

.********************
کامپیوتر داشت کار میکرد که یِیهو دود سیاهی از پشتش زد بیرون ! میگه : کامیپوترت سوخت ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ یه برنامه مونده بود سر دلش ، آروغ زد رفلاکس شد !
.

.********************
توی راز بقا ۶۰تا شیر ریختن سر یه گورخر ! برگشته میگه میخوان بخورنش ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ میخوان سوارش بشن ولی خره رضایت نمیده میگه مامانم گفته با غریبه ها بازی نکن !!!!!!!!!!!!!!
.

.********************
بهش میگم پاتو توی کفش من نکن ! میگه یعنی دخالت نکنم ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ بیا دستتو بکن تو دماغم !
.

.********************
خانمه ۲۰۶ رو زده به تیر برق ، ماشین نصف شده ! به افسر میگه یعنی اشتباه از من بوده ؟ افسر : پـَـــ نــه پـَـــ علت حادثه خواب آلودگیه تیر چراغ بوده !
.

.********************
نوشتم “بوق نزنید راننده خواب است” ازم میپرسه اینو پشت کامیون دیدی ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ رو در آسانسور ؟؟؟
.

.********************

تو اتوبوس به راننده میگم این پولو عوض کنید ! میگه پارَس ؟ گفتم : پـَـــ نــه پـَـــ گوشَش وسط نداره !
.

.********************
به استاد میگم استااااااااااد بفرمیو ! میگه یعنی شروع کنم ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ بگیو !
.

.********************
به خواهرزاده ۲ ساله گفتم برو از مامان بزرگ چسب زخم بگیر ؟ گفت چی شده ؟ دستت اوووف شده ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ گردنم قطع شده !
.

.********************
خوردم زمین لگنم تبدیل به آفتابه شده ، اومده میگه الان مشکل دستشویی رفتن داری ! گفتم پـَـــ نــه پـَـــ فقط مشکل قر کمر دارم !
.

.********************
میگم اینجا خیلی تاریکه ! میگه چراغارو روشن کنم ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ برو شیر آبو باز کن !
.

.********************
۵۰ جعبه گوجه خریدیم ! اون یکی همسایه اومده میگه میخوای رب بپزی ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ میخوایم رنگ کنیم جای سیب بفروشیم
.

.********************
رفتم مغازه گفتم سیم ظرفشویی دارین ؟ گفت بله ! برای شستن ظرف میخوای ؟ گفتم اولا به تو چه ؟ دوما پـَـــ نــه پـَـــ میخوام شیشه عینکمو تمیز کنم !
.

.********************
رفیقم به طور هارمونیک خورده زمین و پخش شده کف آسفالت ! جلوی خودمو گرفتم که نمیرم از خنده ! میگه داری بهم بخندی ؟ پـَـــ نــه پـَـــ گریه اَمونمو بریده !
.

.********************
۲تا سطل رنگ گرفتم دستم ، همسایه اومده میگه میخواید نقاشی کنید ؟ گفتم پـَـــ نــه پـَـــ میخوایم ریاضی حل کنیم !




[ چهارشنبه 21 دی1390 ] [ 9:30 ] [ مسافر زمان ] [ ]


عكس هاي قديمي كلاس اول ابتدايي - دهه 60 و 70

بعضي وقتا فقط با گفتن كلمه «يادش بخير» از كنار يه عكس كه سالها حرف توي دلش داره ميگذريم؛ ولي دوس دارم حرف دل اين عكسا رو بشنوم و براي شما هم بگم. اگه شما هم با ديدن اين عكسا حرفي ازشون شنيديد برام بنويسيدش...

اميدوارم كه از ديدن اين عكسا لذت ببريد. فكر كنم حس قشنگي بهتون دست بده.

من اين عكسا رو گذاشتم كه براي چند لحظه بريد به گذشته هاتون. البته اين حس قشنگ رو بچه هاي دهه 60 و 70 خوب درك ميكنن و مطمئنم كه با اين عكسا حرفها دارن و باهاشون زندگي ميكنن...



همه چيز از همين جا شروع شد؛ آ با كلاه و ا بي كلاه.

نميدونم يعني چي؟؟؟ ولي يكي از دوستاي بسيار بسيار عزيزم ميگفت: يعني اينكه از همين اول بايد كلاه سر ديگران گذاشتن و كلاه برداشتن رو ياد بگيري.

ما اون موقع اين چيزا رو نميفهميديم ولي الان وقتي كلاه سرمون ميذارن، خوب مفهمم كه بعضيا چقدر خوب درسشون رو ياد گرفتن و ما...



بابا آب داد. بابا نان داد.

بابا قبض آب را داد. بابا قبض نان را هم داد. بابا قسطهايش را هم ميدهد، چون اگر ندهد بانك خانه مان را به حراج ميگذارد و خانه را از چنگمان در مي آورد. بابا قبض جرائم راهنمايي و رانندگي را هم ميدهد، چون اگر ندهد ماشينش را به پاركينگ ميبرن و هم خودش و هم ماشينش را توقيف ميكنن. كلا بابا هميشه در حال دادن است...

وقتي كه بابا تمام قبض ها را پرداخت كرد ديگر چيزي براي خرجي منزل نماند. بابا قرض ميكند. بابا وام ميگيرد. بابا مجبور است كه قرض كند و وام بگيرد. بابا...

بابا خيلي مظلوم است...


























نميخوام فقط به گذاشتن چندتا عكس بسنده كنم، چون اين عكسا حرفهاي زيادي براي گفتن دارن. الان حال ندارم، بعدا ميام و حرف دل اين عكسا رو براتون ميذارم.




[ جمعه 25 آذر1390 ] [ 13:7 ] [ مسافر زمان ] [ ]

پسرا بخندن:


شنیدین این دخترای دم بخت میگن: من قصد ازدواج ندارم؟

یکی نیست بهشون بگه آخه عزیز من! ازدواج که قصد نمیخواد!!

خواستگار میخواد که تو نداری!


...ـ...ـ...ـ...ـ...ـ...ـ...ـ...ـ...ـ...ـ...ـ...ـ...ـ...ـ...ـ...ـ...


حالا دخترا بخندن:


شنیدین این پسرای دم بخت میگن: من قصد ازدواج ندارم؟

یکی نیست بهشون بگه آخه عزیز من! ازدواج که قصد نمیخواد!!

پول میخواد که تو نداری!


[ پنجشنبه 12 آبان1390 ] [ 8:45 ] [ مسافر زمان ] [ ]


ميگن:



فقط با مهندس ها دوست بشيد!!!


اگرچه دكترها خوب مي كنن؛


آشپزها سير مي كنن؛


آرايشگرها قشنگ مي كنن؛


رفتگرها تميز مي كنن



ولي



فقط اين مهندس ها هستن كه درست مي كنن!!!



[ شنبه 7 آبان1390 ] [ 14:24 ] [ مسافر زمان ] [ ]

زندگی عاشقانه رایانه ای !



1. در زندگی و معاشرت با دیگران، نرم افزار باشیم نه سخت افزار.

2. در سایت زندگی، همیشه لینکِ (Mohabbat) داشته باشیم و هیچگاه برای این سایت، فیلتر نگذاریم.

3. برای پسوند فایل زندگی اجتماعی و خانوادگی، از سه کاراکتر "ع"، "ش" و "ق" استفاده کنیم.

4. هیچگاه قفل سی دی قلب مردم را نشکنیم. که "تا توانی دلی به دست آور، دل شکستن هنر نمی‏باشد".

5. چنانچه در کاری شکست خوردیم آن را "shut down" نکنیم بلکه آن را "restart" کنیم.

6. برای مانیتور زندگی‏مان بک گراند (Background) سبز یا آبی را در نظر بگیریم، نه سیاه یا دودی.

7. برای سیستم قلبمان از مانیتورهای تخت و صاف (Flat) استفاده کنیم.

8. روی کلیدهای عیب کیبورد خودمان انگشت بگذاریم، نه روی کلیدهای عیب کیبورد دیگران.

9. برای فایل‏های اسرار زندگی مان پسورد (password) بگذاریم و آن را مخفی (hidden) کنیم.

10. همواره پیش از سخن گفتن، سی پی یوی فکرمان را به کار بیندازیم.

11. برای مشکلات مردم، کلیدF1 باشیم و آنان را کمک و راهنمایی (help) کنیم.

12. اگر شخصیت ما ژله ای نیست و بزرگ و والاست، این نوع شخصیت، نباید حتی به ما اجازه دهد که با هر کسی چت (Chat) کنیم و هر کسی با ما چت کند.

13. برای باغ زندگی مردم windows باشیم نه dos !!!

14. یک معادله ریاضی- رایانه‏ای به ما می‏گوید: "تا به فکر ساپورت دیگران نباشیم، دیگران به فکر ساپورت ما نخواهند بود".

15. اگر از کسی بدی و کم لطفی دیدیم، کم لطفی آنرا "save" نکنیم بلکه آن را "delete" نماییم و حتی آن را از ریسایکل بین (recyclebin) قلبمان کاملا محو کنیم.

16. به دیگران اجازه ندهیم در "CD Rom" زندگی ‏مان هر نوع "CD" را که بخواهند، قرار دهند.

17. خانه و دفتر کارمان، به روی مردم نیازمند،"Open" باشد.

18. برای حل اختلافات زناشویی، روی گزینه "گذشت و ایثار" دابل کلیک (double click) کنیم.

19. تا حرف کسی تمام نشده، اسپیکر (speaker) خود را روشن نکنیم.

20. درآمدمان را در اول ماه پارتیشن بندی کنیم تا در آخر ماه کم نیاوریم.

21. برای رفع گرفتاری‏های مردم اتوران (autorun) باشیم.

22. همان گونه که دیگران سایت "گوگل" را طراحی کرده‏اند، ما نیز سایت "گو- گل" را برای مردم طراحی کنیم تا در ارتباطات خود با یکدیگر، گل بگویند و گل بشنوند.

23. در سایت زندگی شخصی مان، یک رُوم (Room) به نام مشکل گشا (Moshkelgosha) بسازیم تا دیگران با ما چت (Chat) کنند.

24. هنگام مشاهده خوبی‏ها و نیکی‏های دیگران، بلافاصله کلید پرینت اسکرین ( print screen ) را بزنیم و از آن عکس بگیریم.

25. در زمان ناتوانی، درماندگی و تاریکی زندگی دیگران، کلید "Power " برای آنان باشیم.

26. نگذاریم هر کسی در رُوم (Room) زندگیمان ناجورانه چت نماید و در این صورت، او را ایگنور (Ignore) کنیم.

27. چشم‏هایمان را به روی عیب های پنهان مردم، "Close" کنیم.

28. گاه و بی گاه، کامپیوتر زندگی ما هنگ (Hang) میکند که باید آن را با "فکر"، "مشورت" و "برنامه ریزی"، ری استارت (Restart) نماییم حتی گاهی هم اگر لازم شد restore کنیم.

29. برای کپی گرفتن از دیسکت زندگی دیگران، نخست آن را ویروس یابی و سپس ویروس کشی کنیم.

30. مواظب باشیم که رایانه زندگی زناشویی مان، ویروس غرور و لجبازی به خود نگیرد. که در این صورت، ممکن است هیچ آنتی ویروسی نتواند آن را از بین ببرد.

31. اگر قصد داریم در یک گروه خانوادگی عضو بشیم پرشیـن استار رو در ادد لیست (add list) انتخابهامون قرار بدیم.

32. اگر برای شخصیت و تصمیم ‏گیری‏های خویش ارزش و احترام قائل هستیم، خودمان یکی از ‏Gameهای کامپیوتر زندگی دیگران نباشیم.

33. فایل‏های مهم زندگی خود را گاه به گاه، اسکن (Scan) کنیم تا اگر به ویروسی آلوده شده باشند، سریعاً مشخص شود.

34. در حروف چینی کتاب زندگی، از شیوه "راست چین" و راستگویی استفاده کنیم، نه از شیوه "چپ ‏چین" و دروغ‏ گویی.

35. برای برنامه زندگی اجتماعی و به ویژه زندگی خانوادگی، همیشه ورژن‏های جدید و سازگار را معرفی کنیم.

36. پیش از پرینت گرفتن از سخنان مان، پیش نمایش چاپ (print preview) آن را مشاهده کنیم.

37. در تجارت و کارهای مالی و اقتصادی، سرمایه‏ها و دارایی‏های خود را در یک درایو (Drive) نریزیم؛ بلکه آن ها را در درایوهای گوناگون پخش کنیم تا اگر به فرمت (Format) یک درایو مجبور شدیم، درایوهای دیگر را محفوظ داشته باشیم.

38. اگر روزی رایانه زندگی ما با همسرمان هنگ کرد، سه کلید "ctrl کنترل اعصاب"،"Alt انصاف" و "delet دلیل عصبانیت" را بزنیم.

39. مکان ‏نمای ارتباطات ما با آدم‏های ناباب و ناجنس به صورت "فلش" نباشد؛ بلکه به صورت "ولش" باشد.

40. هارد مغز خود را از برنامه های غیر مفید، پر نکنیم، تا فضا را برای نصب برنامه های مفید، تنگ ننماییم.

41. برای این که از دیدن مانیتور زندگی، بیشتر لذت ببریم، کارت گرافیک بالا برای آن تهیه کنیم.

42. اگر مانیتور رایانه ما دارای رنگهای متنوع و متعدد باشد، ولی مانیتور ارتباطات ما با مردم، حتماً باید یک رنگ باشد.

43. برای رایانه ‏زندگی دیگران نرم ‏افزارهایی را معرفی کنیم که حداکثر هماهنگی را با سخت ‏افزارهای موجودشان داشته باشند.

44. در خطاطی کامپیوتری، ازبرنامه "کِلْک"هم میتوانیم استفاده کنیم، اما در خطاطی زندگی، از برنامه "کَلَک" نباید استفاده کنیم.

45. بکوشیم تا خوش اخلاقی را به جای اینکه در رم (Ram) و حافظه موقت داشته باشیم، در رام (Rom) و حافظه پایدار داشته باشیم تا در هنگام آغاز (Start) ارتباط با دیگران، آن را به کار گیریم.

46. اگر می خواهیم در زندگی خویش موفق و خوشبخت باشیم، باید خودمان زیرمنوهای Programs را دقیقا ًتنظیم کنیم و نباید بگذاریم که دیگران این کار را برای ما انجام دهند؛ اگرچه میتوانیم در این زمینه، با آنان مشورت نماییم.

47. قانون کپی رایت زندگی اجتماعی به ما اجازه نمیدهد که سیدی بدیها و عیب های دیگران را رایت کنیم.

48. در طراحی کتاب زندگی، از برنامه "فتوشاد" و "فری خند"و "کرل مزاح" نیز استفاده کنیم.

49. از پندهای حکیمانه دیگران درس بگیریم و سیستم زندگیمون را با استفاده از فایل خوبی ها و نیکی ها روز به روز آپدیت (update) کنیم.

50. چگونه زندگی كردن را از افراد موفق بیاموزیم و با سهل انگاری ها و بی توجهی ها نگذاریم هارد زندگیمون دچار بدسکتور (bad sector) شود.



[ یکشنبه 1 آبان1390 ] [ 0:4 ] [ مسافر زمان ] [ ]
بچه ها سلام!

به نظر شما اين خانمها دارن چيكارشون ميكنن؟؟؟





همشون دارن عطسه میکنن
 

اگر فکر دیگه ای کردی روانشناسا واست متاسفن!!!



[ چهارشنبه 20 مهر1390 ] [ 11:10 ] [ مسافر زمان ] [ ]
 

 

امشب دوباره غرق در تمنای دیدنت

سرمه ی انتظار به چشمانم می کشم

امشب دوباره تو را گم کرده ام

میان آشفته بازار افکار مبهم

توی کوچه های بی عبور پاییزی

دستان گرمت را... نگاه مهربانت را... شانه های بی انتهایت را

منتظر نشسته ام

آخر قصه ی ما را همان اول لو دادند

همان جایی که گفتند: یکی بود و یکی نبود...

.....   .....   .....   .....   .....   .....   .....

گاه گاهی دل من می گیرد

بیشتر وقت غروب

آن زمان که خدا نیز پر از تنهاییست

من وضو خواهم ساخت

از خدا خواهم خواست که تو تنها نشوی

و دلت پز ز خوشی های دمادم باشد

.....   .....   .....   .....   .....   .....   .....

چقدر دلم هوایت را می کند

حالا که دگر هوایم را نداری...!

نمیدانم

تعبیر نگاهت

خداحافظیست...

یا انتظار؟!

.....   .....   .....   .....   .....   .....   .....

از خواب پریدم

چشام پر اشک بود

بلند شدم و یه راست رفتم سمت کمد

تنها یادگاری از تو

عطرت بود که روی پیرهنم جا مونده بود

سر کشیدم بوی نبودنت رو...

.....   .....   .....   .....   .....   .....   .....

از تو چه پنهان

گاهی برایم آنقدر خواستنی می شوی

که شروع می کنم

به شمارش تک تک ثانیه

برای یک بار دیگر رسیدن

بوی تنت...

.....   .....   .....   .....   .....   .....   .....

پیشانی ات بقعه ی همیشه امن یاد من است...

می بوسمش شاید از پشت این ضریح حاجت روا شوم!!!

 

من خوبم... خسته نیستم...

فقط...

.....   .....   .....   .....   .....   .....   .....

هیچ کس

ویرانی ات را حس نکرد

روز رفتنت را به خاطر داری؟

کفش هایت را بغل کرده بودی...

مبادا صدایش گوش هایم را آزار دهد!!!

نوک پا ٬ نوک پا دور شدی

از همین گوشه کنار 

.

.

.

و امروز

بی سر و صدا پیدایت شد

تا به رخ نکشی اشتباهاتم را

این بار کفش هایت را می دزدم

مبادا فکر رفتن به سرت بزند

گمان می کردم وقتی نباشم

دلت می گیرد

۱ روز

۱ ماه

۱ سال

از رفتنت می گذرد...

چه خیال بیهوده ای

وقتی دلت با دیگریست...

.....   .....   .....   .....   .....   .....   .....

من...

طعم شیرین یافتن را

در طعم تلخ از دست دادن یافتم

و در این میان

سهم من تنها یک یادت به خیر

ساده بود...

.....   .....   .....   .....   .....   .....   .....

من میشم عروس دنیا

تو بیا و داماد روزگارم باش...

.....   .....   .....   .....   .....   .....   .....

 شبهایم پر شده از خواب هایی که در بیداری انتظارش را دارم

می دانی بیا بنشین اینجا تا برایت کمی درد دل کنم...

تو تعبیر خواب بلدی دلکم؟

بیا تعبیر کن که تا تو فاصله ای نمانده

بیا و دلخوشی ام را برایم به باور تبدیل کن

فقط بیا

بودنت را می خواهم...

.....   .....   .....   .....   .....   .....   .....

در آغوشم که می کشی

آنقدر آرام می شوم

که فراموش می کنم

باید نفس بکشم...

 

این روزها...

یا به تو می اندیشم

یا به این می اندیشم که چرا؟؟؟

به تو می اندیشم!!!

 

با ساعت دلم

وقت دقیق آمدن توست!

من ایستاده ام

مانند تک درخت سر کوچه

با شاخه هایی از آغوش

با برگ هایی از بوسه

با ساعت غرورم اما!

من ایستاده ام

با شاخه هایی از تابستان

با برگ هایی از پاییز

 

 

 

 

 

 

[ یکشنبه 10 مهر1390 ] [ 12:56 ] [ مسافر زمان ] [ ]
 

– به طور متوسط، وزن کبد هر انسان پنج برابر بیشتر از وزن قلب اوست.

– به طور متوسط، پوست سر هر انسان بین صد و بیست هزار تا صد و پنجاه هزار تار مو دارد.

– طول عمر متوسط مردان در قرن پنجم در انگلستان، سی سال بوده است.

– وزن جنین انسان در نه ماهکی حدود دو و چهار دهم بیلیون افزایش پیدا می کند.

– واژه سالمونلا که در زبان انگلیسی به معنای ماهی آزاد است و باکتری که پس از ورود به دستگاه گوارشی انسانها به همراه مواد غذایی آلوده باعث مسمومیت شدید می شود، هیچ ارتباطی با هم ندارند. بلکه این باکتری از روی نام آسیب شناس آمریکایی، یعنی دنیل ای سالمون نامگذاری شده است.

– طول عمر متوسط رومی ها یا یونانیان باستان، سی و شش سال بوده است.

– اولین دوقولوهای آزمایشگاهی جهان در ژوئن ۱۹۸۱ متولد شدند.

– طول عمر متوسط هر غده چشایی انسان بین هفت تا ده روز است.

– یک میلیون و دویست هزار فیبر در هر عصب بینایی وجود دارد.

– در مغز انسان، صد میلیون رشته عصبی وجود دارد. هر رشته عصبی به صدها رشته دیگر متصل است.

– به طور متوسط، عضلات و ماهیچه های یک مرد حدود چهل درصد از وزن بدنش را تشکیل میدهند. در حالی که عضلات و ماهیچه های یک زن، حدود سی درصد از وزن بدنش را تشکیل میدهند.

– در طول یک ساعت حروف چیی کردن حدود صد و ده کالری مصرف میشود، یعنی فقط سی کالری بیشتر از زمانی که در خواب به مصرف می رسد.

– به طور متوسط هر انسان قادر است تا یازده روز بدون آب زنده بماند.

– تعداد دندانهای شیری بیست عدد است، در حالی که یک انسان بزرگسال سی و دو دندان دارد.

– به طور متوسط، هر سال حدود هفتصد و پنجاه گرم از سلول های لایه خارجی پوست انسان از پوست جدا می شود.

– به طور متوسط هر انسان در طول روز حدود هشت هزار تا ده هزار قدم برمی دارد.

– دویست و سی مفصل در بدن انسان وجود دارد.

– به طور متوسط، هر انسان در هر دقیقه، دوازده تا هجده بار نفس می کشد.

– به طور متوسط، هر فردی که سیگار را ترک می کند، به یک ساعت خواب کمتر شبانه نیاز دارد.

 

اگه نمیدونستی حالا بدون...

 

  

[ سه شنبه 15 شهریور1390 ] [ 12:0 ] [ مسافر زمان ] [ ]
 

دوستام سلام. فرا رسیدن ماه مبارک رمضان رو بهتون تبریک میگم و امیدوارم که نماز و روزه هاتون قبول درگاه حق قرار گرفته باشه.

پس از یک وقفه کوتاه میخوام یه انشای خیلی با حال از یه بچه دبستانی براتون بذارم.

 

 

 

انشای یک بچه دبستانی درباره ازدواج

 

نام : كمال    

كلاس :سوم دبستان    

موزو انشا : عزدواج!  

 

هر وقت من يك كار خوب مي كنم مامانم به من مي گويد بزرگ كه شدي برايت يك زن خوب مي گيرم.

تا به حال من پنج تا كار خوب كرده ام و مامانم قول پنج تايش را به من داده است.

حتمن ناسرادين شاه خيلي كارهاي خوب مي كرده كه مامانش به اندازه استاديوم آزادي برايش زن گرفته بود. ولي من مؤتقدم كه اصولن انسان بايد زن بگيرد تا آدم بشود ، چون بابايمان هميشه مي گويد مشكلات انسان را آدم مي كند. 

 در عزدواج تواهم خيلي مهم است يعني دو طرف بايد به هم بخورند. مثلن من و ساناز دختر خاله مان خيلي به هم مي خوريم.

از لهاز فكري هم دو طرف بايد به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فكر ندارد كه به من بخورد ولي مامانم مي گويد اين ساناز از تو بيشتر هاليش مي شود.

در عزدواج سن و سال اصلن مهم نيست چه بسيار آدم هاي بزرگي بوده اند كه كارشان به تلاغ كشيده شده و چه بسيار آدم هاي كوچكي كه نكشيده شده. مهم اشق است !

اگر اشق باشد ديگر كسي از شوهرش سكه نمي خواهد و دايي مختار هم از زندان در مي آيد

من تا حالا كلي سكه جم كرده ام و مي خواهم همان اول قلكم را بشكنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم.  

 
مهريه و شير بلال هيچ كس را خوشبخت نمي كند.

همين خرج هاي ازافي باعث مي شود كه زندگي سخت بشود و سر خرج عروسي دايي مختار با پدر خانومش حرفش بشود.

دايي مختار مي گفت پدر خانومش چتر باز بود.. خوب شايد حقوق چتر بازي خيلي كم بوده كه نتوانسته خرج عروسي را بدهد. البته من و ساناز تفافق كرده ايم كه بجاي شام عروسي چيپس و خلالي نمكي بدهيم. هم ارزان تر است ، هم خوشمزه تراست تازه وقتي مي خوري خش خش هم مي كند!  

 
اگر آدم زن خانه دار بگيرد خيلي بهتر است و گرنه آدم مجبور مي شود خودش خانه بگيرد. زن دايي مختار هم خانه دار نبود و دايي مختار مجبور شد يك زير زميني بگيرد. ميگفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پايين! اما خانوم دايي مختار هم مي خواست برود بالا! حتمن از زير زميني مي ترسيد. ساناز هم از زير زميني مي ترسد براي همين هم برايش توي باغچه يك خانه درختي درست كردم. اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شكست. از آن موقه خاله با من قهر است.

قهر بهتر از دعواست. آدم وقتي قهر مي كند بعد آشتي مي كند ولي اگر دعوا كند بعد كتك كاري مي كند بعد خانومش مي رود دادگاه شكايت مي كند بعد مي آيند دايي مختار را مي برند زندان!

البته زندان آدم را مرد مي كند.عزدواج هم آدم را مرد مي كند، اما آدم با عزدواج مرد بشود خيلي بهتر است! 

اين بود انشاي من.

 

 

[ یکشنبه 30 مرداد1390 ] [ 10:0 ] [ مسافر زمان ] [ ]
 

جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی موأدبانه گفت:

ببخشید آقا! من می‌تونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟

مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود، مثل آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و جمعیت، یقه جوان را گرفت و عصبانی، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود، او را به دیوار کوفت و فریاد زد:

مردیکه عوضی، مگه خودت ناموس نداری... گه می‌خوری تو و هفت جد آبادت، خجالت نمی‌کشی؟

جوان امّا، خیلی آرام، بدون اینکه از رفتار و فحش‌های مرد عصبی شود و عکس‌العملی نشان دهد، همانطور مؤدبانه و متین ادامه داد:

 


خیلی عذر می‌خوام فکر نمی‌کردم این همه عصبی و غیرتی بشین، دیدم همه بازار دارن بدون اجازه نگاه می‌کنن و لذت می‌برن، من گفتم حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم ... حالا هم یقمو ول کنین، از خیرش گذشتم.

مرد خشکش زد ... 

همانطور که یقه جوان را گرفته بود، آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد...

 

 

[ شنبه 11 تیر1390 ] [ 6:27 ] [ مسافر زمان ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام

امیدوارم از وبلاگ من خوشتون بیاد و در سفر با من از زمان خود لذت ببرید


به خاطر حجم بالای مطالب و آپ هر روزه وبلاگ فقط ده پست در صفحه اول گذاشتم. دوستان گلم آرشیو مطالب گذشته رو از دست ندهید
امکانات وب
فروش بک لینک طراحی سایت

آمار وبلاگ

تعداد بازدیدهای این وبلاگ:

Austiran

Others

آمار وبلاگ